بدون شک هدر دادن عمر و وقت نزد خردمندان کاری جاهلانه و نکوهیده است . هر انسان بصیر و بادرایتی بر این عقیده است که...


بدون شک هدر دادن عمر و وقت نزد خردمندان کاری جاهلانه و نکوهیده است . هر انسان بصیر و بادرایتی بر این عقیده است که عمر سرمایه بی بدیل انسان است و هیچ کالای باارزشی با آن قابل مقایسه نیست .

از نظر آموزه های دینی، عمر ارزش ویژه دارد و تلف کردن آن در امور واهی و بی ارزش و غیرماندگار خسارتی جبران ناپذیر است . ولی پرسش اساسی این است که گذران عمر در چه اموری، اتلاف وقت شمرده می شود؟ بی تردید نوع نگرش انسان به جهان هستی و هدف آن و نیز جایگاه انسان در این مجموعه در پاسخ به این پرسش نقش تعیین کننده دارد .


کسی که درکش از چارچوب عالم ماده فراتر نمی رود، همه حقیقت و هستی را در همین محسوسات محصور می داند و رسیدن به فیض زیارت اولیای پاک خداوند را عملی عاقلانه نمی شمارد، سپری کردن عمر در راه زیارت را اتلاف وقت می داند; ولی اگر انسان به دستگاه آفرینش و هدف آن و موقعیت انسان در این نظام به گونه ای دیگر نگاه کند و هدف آفرینش را هدفی بس والا و متعالی بداند، استفاده بهینه از سرمایه عمر و نشاط و جوانی نزد او معنایی دیگر می یابد . چنین انسانی آن لحظه و ساعتی را که از محبوبش غافل گردد و به یاد او نباشد، خسارت و زیان و گناه می شمرد . گواه بر درستی این نگرش، سخن امیر بیان امیرمؤمنان (ع) است که می فرماید: «ان عمرک مهر سعادتک ان انفذته فی طاعة ربک; اگر عمرت را در راه فرمانبردای پروردگارت سپری سازی، مهریه سعادت و خوشبختی تو است » [1] .


زائر حقيقي از غير مزور ( زيارت شده ) جدا گشته و به سوي او رو مي آورد ؛ اين جدا شدن تنها ظاهري و مادي نیست بلکه  بدين معنا ست که زائر نه تنها  فقط از محيط زندگي خود جدا شده , و به سوي محبوب حركت  کرده؛ بلكه قلب را از ماسواي مزور, جدا كرده و از هر چه دوست ندارد رو بر گردانده , به سوي او رو کرده است .

انسانی که با پای پیاده و در پاسخ به عشق و شور درونی اش به قصد عرض ادب و خاکساری و تحکیم پیوندش با ولی خدا به زیارت حرم مطهر معصومان (ع) می رود، چنان اعتقاد دارد که عمرش را در بهترین عمل و عبادت سپری می کند و از این سرمایه خداداد به بهترین روش بهره می برد .

پياده رفتن زائر به حرم امامان عليهم السلام ، یا تشرف حج با پای پیاده  تعظیم شعائر دینیبحساب می آیدو بعنوان یک عمل با ارزش نمادين محسوب شده که  برکات بسیاری دارد  تا جائیکه خود ائمه معصومین علیهم السلام  به این مهم پرداختند.

حضرت آدم –علیه‌السلام- هفتاد بار پیاده به حج رفته‌اند. [ بحارالانوار، ج۱۰، ص۷۵.]

هر گاه امام مجتبی –علیه‌السلام- به حج می‌رفت پیاده و گاه با پای برهنه می‌رفت. [بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۹.  ]

امام رضا –علیه‌السلام- بیست سفر پیاده حج نمودند. [بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳.]

امام صادق –علیه‌السلام- ۲۵ بار پیاده حج نمودند. [بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۹.]

امام حسین –علیه‌السلام- نیز ۲۵ سفر پیاده به حج رفت. [بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۲.     ]

امام سجاد –علیه‌السلام- پیاده حج کرد و بیست روز مسافت میان مدینه و مکه را طی کرد. [بحارالانوار، ج۴۶، ص۷۶.     ]



رسول خدا –صلی‌الله‌علیه‌وآله- فرمود: هر که خانه خدا را پیاده حج کند، خداوند هفت هزار حسنه از حسنات حرم در نامه عملش ثبت نماید، عرض شد یا رسول الله، حسنات حرم چگونه است؟ فرمود: هر حسنه با هزار حسنه برابر است. از بین علما و مراجع کسانی بودند که به این موضوع اهمیت میدادند  ملاصدرا هفت بار با پای پیاده حج گذارد و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست. [2]

در راستای انجام این مراسم معنوی و روحانی برخی از علما و حتی مراجع تقلید نیز با پای پیاده به کربلا سفر کردند. از جمله این افراد میرزا جواد آقا ملکی تبریزی یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیع است که بارها با پای پیاده از عتبه علویه، رهسپار عتبه حسینی شده است



البته پیاده روی  برای زیارت حکمت هایی هم دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم :

۱- یک دلیل و حکمت برای انجام حج بصورت پیاده و گاهی با پای برهنه ، بیان اهمیت حج و حتی حج مکرر در سالهای بعد است .آیا اگر ائمه علیهم السلام تنها به تبلیغ زبانی درباره اهمیت حج می پرداختند و عملی در این راستا انجام نمی دادند جای این سؤال نبود که اگر حج ، ( با پای پیاده ) این همه ثواب داشته است چرا خود آنان اقدام نکردند ؟

پس مسافرتهای متعدد ائمه علیهم السلام در طول سالیان متمادی برای انجام مراسم حج و آنهم بصورت پیاده یک تبلیغ عملی مؤثر است که هنوز بعد از قرن ها اثر آن را می بینیم .

مخصوصا که امام ( ع) با اینکه مرکب سواری مناسبی همراه داشتند ، سوار نمی شد و خودشان پیاده و مرکب هم بدون سوار همراه قافله حرکت می کرد نشانگر این است که اگر امام پیاده به حج می رود ، نه از این جهت است که امکانات ندارد و مجبور است که پیاده راه را طی کند ، بلکه بخاطر ثواب و پاداش و اهمیتی است که در این عمل وجود دارد .

۲- حکمت دوم این است که ائمه علیهم السلام مرد عمل بودند، به آنچه که از جانب خدا و پیغمبر به آنان رسیده بود اعتقاد و یقین داشتند و اگر چیزی را به مردم می فرمودند قبل از همه خود بدان عمل می کردند و بهتر از همه خود به جا می آوردند .

۳- از نظر اجر و پاداش روایات زیادی داریم که می فرماید: « افضل الاعمال احمزها »یعنی بهترین اعمال آن کارهایی است که سخت تر است و با دشواری بیشتری انجام می شود .آن حجّی که انسان با پای پیاده و در هوای گرم و سوزان انجام می دهد و خود را به زحمت می اندازد و تنها عشق به معبود است که او را به این کار وا می دارد ، مسلما در پیشگاه معشوق و معبود ارزش و پاداش بیشتری دارد از آن حجی که انسان سوار هواپیما شود و در طول چند ساعت از دورترین نقاط کره زمین خود را به مکه برساند و در بهترین هتل ها و منزل ها با بهترین امکانات رفاهی مسکن گزیند  و بهترین غذاها در اختیارش باشد .این کجا و آن کجا؟

۴- همراهی با اقشار ضعیف جامعه: مسلما در بین مسلمانان افراد زیادی علاقمند به حج بوده و هستند که از امکانات کمی برخوردارند و ممکن است وقتی خود را با اغنیای جامعه مقایسه می کنند که با چه امکانات و وسائلی حج به جا می آورند ، احساس حقارت کنند و به این عمل اقدام نکنند این روش ائمه علیهم السلام که در مواردی بصورت پیاده به حج می آمدند ،و در مواردی بصورت خدمتگزار کاروان های حجاج ، به حج مشرف می شدند ، یک جواب عملی به این اقشار کم در آمد و علاقمند به حج است که مبادا به خاطر اینکه پول ندارید احساس حقارت کنید و از حج دست بردارید ! بلکه حج را هر چقدر با شرایط سخت تری انجام دهید ثواب بیشتری می برید !

البتّه با توّجه به تمام این حکمت ها باید توّجه داشته باشیم ، انجام حج ائمه علیهم السلام به این صورت ، برای دیگران هم امری است مطلوب و سفارش هم شده است ولی این بدان معنی نیست که بر همه و در همه زمانها لازم است که اینگونه حج بجا بیاورند ، خیر هرکس به اندازه توان و طاقت خود می تواند از امکانات و وسائل رفاهی در انجام حج کمک بگیرد .مخصوصا اگر در مواردی پیاده حج به جا آوردن موجب خستگی زیاد و از بین رفتن حال دعا و مناجات ، یا موجب کسالت و مریضی شود در این صورت لازم است که بصورت سواره حرکت کند.

همینطور درباره کسانی که دارایی دارند ولی برای اینکه خرج شان کمتر شود پیاده می روند، در روایت آمده است که بهتر است بصورت سواره حج انجام دهند و صرفه جویی نکنند.

راجع به حرم امام حسين و حضرت رضا عليهما السلام نیز ؛ تصريح هست و درمورد بقيه ائمه عليهم السلام نيز به عموماتي كه وجود دارد اثبات مي شود.

پياده‌روي ، روح و جان انسان را برای دیدار محبوب جلا میبخشد ، روحِ انسان در جريان اين پياده‌روي، تمرين مي كند وآماده تر مي شود . پياده‌روي يك فرصت عجيب و استثنايي است كه نبايد آن را از دست داد، هر يك قدمي كه انسان در اين مسير نوراني بر مي‌دارد، پاك كنندۀ آلودگي‌هاي روحِ انسان است. در روايت داريم، كسي كه از زيارت حرم اباعبدالله(ع) باز مي‌گردد، گناهان گذشتۀ او بخشيده مي‌شود و روح او پاك و مطهر مي‌شود.

شیخ حر عاملی به نقل از شیخ طوسی به اسنادش از حسین بن ابی فاخته آورده است که امام صادق(ع) به وی گفت: ( یَا حُسَیْنُ، مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ حَطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةً.. حَتَّى إِذَا صَارَ بِالْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ، وَ إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ رَبُّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفْ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى[3])، ای حسین! هرکس که از خانه خویش به قصد زیارت حسین بن علی بن ابی طالب خارج گردد پس اگر پیاده باشد خداوند به ازای هر گامی که بر می دارد برای او یک کار نیک نوشته ویک کار بد او را پاک می کند.. تا آنگاه که به حائر (قبر امام حسین(ع) در کربلا) رسد، که خداوند او را در صالحان ونیکان قرار دهد، ووقتی که زیارت را به پایان رساند او را از نجات یافتگان قرار داده وبه هنگام بازگشت فرشته ای به  نزد وی آمده و میگوید: من فرستاده خدایت هستم، خدایت سلامت می رساند ومی گوید: کارهای خود را از نو سرگیر، که گناهان گذشته ات مورد بخشش قرار گرفت. مضمون این روایت را ابن قولویه[4] وشیخ صدوق[5] آورده اند.

بخشيده شدن اعمال گذشته و پاك شدن پروندۀ انسان بعد از پياده‌روي را،انسان با تمام وجود احساس مي‌كند.

علی بن میمون صائغ از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت به وی فرمود: (یَا عَلِیُّ زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ، قُلْتُ: مَا لِمَنْ زَارَهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ تُرْفَعُ لَهُ دَرَجَةٌ ثُمَّ ذَکَرَ حَدِیثاً طَوِیلًا یَتَضَمَّنُ ثَوَاباً جَزِیلًا)[6] ؛ أی علی! حسین را زیارت کن وآن را رها مکن، گفتم: چه ثوابی برای زیارت کننده اوست؟ فرمود: هرکس که با پای پیاده به زیارتش بشتابد خداوند به ازای هر گام او برایش یک کار نیک نوشته ویک کار بد او برداشته ویک درجه به وی می دهد. آنگاه حدیث طولانی که دربردارنده ثواب زیاد زیارت آن حضرت است را بیان فرمود.

ابن قولویه به سندش از حضرت عبدالعظیم حسنی واو نیز به سندش از سدیر صیرفی نقل می کند که امام باقر (ع) در رابطه با زیارت حضرت امام حسین(ع) فرمود: (مَا أَتَاهُ عَبْدٌ فَخَطَا خُطْوَةً إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ حَطَّ عَنْهُ سَیِّئَةً)[7]. هر بنده ای که به زیارت او رود خداوند برای هر گام او یک حسنه نوشته ویک سیئه را برمی دارد.

از برخی روایات این ثواب فوق العاده بیشتر وتا هزار برابر نقل شده است که ممکن است بستگی به اختلاف معرفتی زائران داشته باشد، به نحوی که هرکس را معرفت وشناخت امام وامامت بیشتر باشد اجر وثواب بیشتری نصیب او می گردد، ابوصامت می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:(مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْیَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیْتَ بَابَ الْحَائِرِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ امْشِ قَلِیلًا ثُمَّ کَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ ائْتِ رَأْسَهُ فَقِفْ عَلَیْهِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً وَ صَلِّ عِنْدَهُ وَ سَلِ اللَّهَ حَاجَتَکَ)[8].

هرکس که با پای پیاده به سوی قبر حسین(ع) رود خداوند برای هر گام او هزار حسنه (کار نیک) نویسد واز او هزار بدی را بزداید وبه او هزار درجه دهد، پس وقتی که به فرات رسیدی غسل کن وکفشها را بر خود آویزان کن وبا پای برهنه حرکت کن وچون بنده ذلیل حرکت کن ووقتی که به در حائر رسیدی چهار بار الله اکبر گو آنگاه کمی حرکت کن وسپس چهار بار تکبیر گو تا وقتی که سمت سر او برسی آنگاه بایست وچهار بار الله اکبر بگو وآنجا نماز بگذار وحاجتت را از خدا بخواه.

ابوسعید قاضی می گوید: در اتاق امام صادق(ع) وارد شدم شنیدم که فرمود: (مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ وَ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَةٍ
مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ..)[9]، هرکس که با پای خود به زیارت قبر حسین (ع) رود خداوند در برابر هر گام او وهر قدمی که برمی دارد وبر بر زمین نهد ثواب آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل(ع) دهد.

واز برخی روایات استحباب زیارت آن حضرت با پای برهنه استفاده می شود، وبخصوص برای کسی که به نزدیکی کربلا رسیده است، که او در نهر فرات غسل نموده ولباس پاک بر تن کرده وبا پای برهنه به زیارت آن حضرت می شتابد، شیخ کلینی در کتاب شریف کافی به سندش از حسین بن ثویر آورده است که امام صادق فرمود: (إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیَابَکَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّکَ فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ وَ عَلَیْکَ بِالتَّکْبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ وَ التَّسْبِیحِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّعْظِیمِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَثِیراً وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ) ..[10] وقتی که به کربلا رسیدی در کنار فرات غسل انجام ده ولباس پاکت را بر تن کن آنگاه با پای برهنه حرکت کن که تو در حرم خدا وحرم رسول خدایی، وبرتوست که الله اکبر ولا اله الا الله وسبحان الله والحمد لله بسیار گویی وخدا را بسیار بزرگ دار و بر محمد واهل بیت او درود فرست،.. این روایت را شیخ صدوق[11] ودیگران آورده اند.

ودر مورد امام رضا عليه السلام : حضرت جواد عليه‏السلام فرمود: هيچكس پدرم را زيارت نمي‏كند كه متحمل سختي شود مثل باران يا سرما يا گرما مگر آنكه خداوند بدن او را بر آتش حرام خواهد نمود.

و حضرت هادي عليه‏السلام فرمود: اهل قم و اهل آبه آمرزيده‏اند، زيرا قبر جدم علي بن موسي الرضا عليه‏السلام را در طوس زيارت مي‏كنند، بدانيد هر كه او را زيارت كند و در راه زيارت او قطره‏ي باراني (كوچكترين سختي) به او برسد، خداوند بدن او را بر آتش حرام خواهد كرد.

و حضرت رضا عليه‏السلام نيز فرمود: هيچ مؤمني نيست كه مرا زيارت كند و قطره‏اي باران به صورتش برخورد كند مگر اينكه خداوند، بدن او را بر آتش حرام خواهد نمود. وسائل الشيعة ج 10 ، باب 82 تا باب 88 ابواب المزار

این سنت حسنه توانسته است در طول سالیان گذشته ضمن ایجاد نوعی نشاط و پویایی در فقه و مذهب جعفری و ضمن نشان دادن ارادت به اهل بیت عليهم السلام ، عامل اتحاد شیعیان جهان باشد و بتواند عاملی ناگسستنی برای پیوند و نزدیکی قلوب شیعیان باشد و تحولاتی را در تاریخ تشیع و کشورهای منطقه و به ویژه عراق ایجاد کند

 [1] (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 160، ح 3058).

[2] [مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۱۰۵.

[3] وسائل الشیعه ج14 ص439 ح19553، به نقل از تهذیب الاحکام ج6،ص43،ح89.

[4] همان ص440 به نقل از کامل الزیارات ابن قولویه ص132.

[5] همان ص440 به نقل از ثواب الاعمال صدوق ص116 ح31.

[6] وسائل الشیعه ج14 ص441 ح19556.

[7] وسائل الشیعه ج14 ص441 ح19557، به نقل از کامل الزیارات ابن قولویه ص134.

[8] وسائل الشیعه ج14 ص440 ح19555.

[9] وسائل الشیعه ج14 ص441 ح19558، به نقل از کامل الزیارات ابن قولویه ص134؛ ونگ: بحار الانوار ج98 ص36.

[10] کافی، ج4، ص576.

[11] من‏لایحضره‏الفقیه ج2،ص594،ح3199.