شناسنامه امام محمد باقر(ع)

نام : محمد/ کنیه : ابوجعفر/ القاب .....
 


شناسنامه امام محمد باقر(ع)

نام : محمد

کنیه : ابوجعفر

القاب : باقر،شاکر،هادی

نام پدر : امام سجاد(علیه السلام)

نام مادر : فاطمه دخترامام حسن (علیه السلام)

تاریخ ومحل تولد : دوشنبه سوم صفرویااول رجب سال ۵۷ هجری قمری درمدینه

مدت امامت : ۱۹ سال واندی

طول عمر : ۵۷ سال

تاریخ شهادت : دوشنبه ۷ذیحجه سال ۱۱۴ه.ق

قاتل : هشام بن عبدالملک

محل دفن : مدینه ،قبرستان بقیع

حضرت امام محمدباقر (علیه السلام) پیشوای پنجم شیعیان جهان درروزدوشنبه سوم صفریااول رجب سال ۵۷ چشم به جهان گشودند.

کنیه آن جناب ابوجعفروازمهترین القاب شریفش،باقر،شاکر، هادی می باشد.

پدربزرگوارشان چهارمین امام شیعیان ،حضرت امام سجاد (علیه السلام) ومادرگرامیشان حضرت فاطمه دخترامام حسن (علیه السلام)بود، که اوراام عبدالله می گفتند.

این بانوی بزرگوارازشأن ومنزلت والائی برخوردار بوده چنانکه ازامام صادق(علیه السلام) روایت شده است :

کَانَت صِدیَقة لَن یُدرَک فِی الِ الحَسَنِ (علیه السلام) مِثلُها

جده ام صدیقه بودودرآل [امام]حسن (علیه السلام) زنی به درجه ومرتبه اونرسید.

ازامام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

روزی مادرم درزیر دیواری نشسته بود، ناگهان صدائی ازدیواربلند شدوازجاکنده شده خواست که برزمین فروریزد.

مادرم بادست خودبه دیواراشاره کردند وفرمودند: فرونیا. قسم به حق مصطفی (صلی الله علیه وآله)

آن دیوار میان زمین وهواباقی ماند تاآنکه مادرم ازآن دیواردورشد. ازاینرو پدرم امام زین العابدین (علیه السلام) صد اشرفی برای اوصدقه داد.

آری،آن امام بزرگوار در دامن این چنین مادری رشد یافت وتحت تعلیم پدری همچون امام سجاد(علیه السلام) بابهای علم وحکمت راگشود، ودرعلم ودانش سرآمد دانشمندان زمان خودشد، چنانکه حضرت راباقرالعلوم (شکافنده علمها ) می خواندند.

درروایت مشهوربه حدیث جابر، نقل شده روزی حضرت رسول الکرم (صلی الله علیه وآله) (به جابربن عبدالله انصاری) فرمودند:

اِنَّکَ سَتَدرُکُ رَجُلاً مِن اَهلِ بَیتِی اسمُهُ اِسمِی وشَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبقَرُالعِلمَ بَقرًا....اَبُوک رَسُولُ الله یقرؤُکَ السَّلاَم .

توبعدازمن چندان زنده می مانی که مردی ازفرزندان مراکه شبیه ترین مردم به من ونامش مطابق نام من باشد واوشکافنده علوم است رازیارت کنی وقتی اورادیدی سلام مرا برسان

امام باقر(علیه السلام) یکی از بازماندگان واقعه جانگداز کربلا بودند و یعقوبی ازقول ایشان نقل می کند:

هنگامی که جدم حسین(علیه السلام) به شهادت رسید من چهارساله بودم جریان شهادت آن حضرت وآنچه درآنروزبرماگذشت همه رابه یاد دارم

پس ازواقعه جانگداز کربلا امام باقر(علیه السلام) درکنارپدر بزرگوارشان رشد و نمویافته واز دریای بیکران علم ودانش پدربهره ها بردند و دوشادوش ایشان به بسط ونشرفرهنگ عاشوراوقیام جد بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) پرداختند. این امرتاسن ۳۸ سالگی امام باقر(علیه السلام) یعنی زمان شهادت پدرگرامیشان ادامه داشت.

احادیثی از حضرت امام محمدباقر(ع)

اَلْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤمِنِ لِأبِیهِ وَ اُمِّهِ.[1]

مؤمن، برادر تنی مؤمن است.

اَعْرِفْ الْمَوَدَّةَ لَکَ فِی قَلْبِ اَخیِکَ بِما لَهُ فِی قَلْبِکَ.[2]

به محبت قلبی برادرت نسبت به خودت، با محبتی که در قلبت نسبت به او داری، پی ببر.

ما مِنْ شَیءٍ أبْغَضٌ اِلَی اللهِ مِنْ بَطْنٍ مَمْلُوُءٍ.[3]

نزد خداوند چیزی منفورتر از معده پر نیست.

اِن اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یرْفَعُ الْعَذابَ عَنْ اَهْلِ الأرْضِ اِذا کانَ فِیها نَبِی أوْ إمامٌ.[4]

خداوند عزوجل، با وجود پیامبر یا امام در روی زمین، عذاب را از خاک نشینان برمی دارد.

اِنَّ الله َ اَعْطی الْمؤمِنَ ثَلاثَ خِصالٍ اَلْعِزَّ فِی الدُّنیا وَ فِی دینِه، وَالْفَلاحَ فِی الآخِرَةَ وَ الْمهابَةَ فِی صُدُورِ الْعالَمِین.[5]

خداوند سه خصلت به مؤمن عطا کرده است: عزت در دنیا و دینش، رستگاری در آخرت و شکوه و ابهت در دل های مؤمنان

فضای فرهنگی جامعه اسلامی در زمان امام باقر(ع)

اسلام در زمان امام باقر(ع) دست خوش تحریف های فراوان شد. ممنوعیت نقل حدیث از زمان خلیفه دوم و سپس گسترش احادیث جعلی موجب شده بود، مردم از شاه راه هدایت دور شوند. «بی خبری مردم زمانی به اوج رسید که فتوحات اسلام آغاز شد. زمامداران و به پیروی از آنها مردم، به طوری مشغول کشورگشایی و امور ظاهری و مسائل مالی شدند که فعالیت علمی و تربیت دینی کنار گذاشته شد تا حدی که وقتی ابن عباس در آخر رمضان در بصره بر منبر گفت: «اخرجوا صدقة صومکم»، مردم معنای حرف او را نفهمیدند. لذا ابن عباس از کسانی که اهل مدینه بودند و در بصره حضور داشتند، خواست برخیزند و مفهوم صدقه فطره را توضیح دهند. آنها نیز ندانستند و فرو ماندند».[6]

به طور کلی، تعصب بنی امیه و به وجود آمدن فرقه های انحرافی مثل خوارج، مرجئه و عثمانیه و رواج مفاهیم آیین یهود یا اسرائیلیات موجب شده بود. مسلمانان سردرگم و ناتوان شوند. در دوران امامت امام باقر و سپس امام صادق8، حکومت بنی امیه روزهای پایانی زمامداری خود را سپری می کرد و آل عباس در تکاپوی غصب ردای خلافت بود. بنابراین، شکاف موجود می توانست زمینه مناسبی برای رشد فرهنگی جامعه اسلامی باشد.

«با نگاهی کوتاه به مستندات فقهی و تفسیری شیعه، به خوبی می توان دریافت که بخش زیادی از روایات فقهی، اخلاقی و تفسیری شیعه از امام باقر(ع) نقل شده است. وسائل الشیعه و کتب تفسیری مانند البرهان از بحرانی و صافی از فیض کاشانی، حاوی روایات زیادی در زمینه تبیین مسائل فقهی و توضیح آیات قرآن و شأن نزول آنهاست که از آن حضرت روایت شده است. علاوه بر اینها، مقدار زیادی اخبار تاریخی درباره امیرالمؤمنین و جنگ صفین نیز از آن حضرت نقل شده است. همچنین، در زمینه اخلاقیات، جملات پرمغزی از امام باقر(ع) روایت شده؛ جملات قصاری که در نهایت زیبایی برخاسته از روح معصوم و کمالات درونی امام است».[7]

از نمونه های برجسته فعالیت های امام باقر(ع) در زمینه گسترش اخلاق اسلامی در جامعه، می توان به مبارزه او با افراد متعصب اشاره کرد. آن حضرت، زهد و پرهیزکاری را با بهره مندی از نعمت های دنیوی مغایر نمی دانست. نقل است یکی از حافظان قرآن، آن حضرت را به همراه دو غلام سیاه مشغول کار کردن روی زمین زراعی دید. جلو رفت تا امام را موعظه کند. آنگاه خطاب به امام گفت: اگر در این حال اجلت فرا رسد، چه خواهی کرد؟ امام باقر(ع) فرمود: «اگر در این شرایط از دنیا بروم، در اطاعت خدا بوده ام».

امام باقر(ع) که رهبری دینی جامعه اسلامی را بر عهده داشت، در کنار سامان دهی به مسائل فرهنگی و اجتماعی زمان خود، شاگردان برجسته بسیاری را تربیت و راهی سرزمین های اسلامی کرد. افرادی مثل جابر بن یزید جعفی، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب و ابوبصیر اسدی از درس آموختگان مکتب امام باقر(ع) بودند. همچنین کسانی مانند ابن مبارک، زهری، اوزاعی، ابوحنیفه، مالک، شافعی، زیاد بن منذر و بلاذری نیز در شمار راویان آن حضرت بوده اند.[8]

شهادت

امام محمدباقر(ع) پس از عمری تلاش در میدان بندگی خدا و زنده کردن دین و گسترش علم و فعالیت های اجتماعی، در هفتم ذی الحجه سال 114 به شهادت رسید.

درباره تاریخ شهادت آن حضرت، نقل قول های متفاوتی وجود دارد. گروهی از مورخان، تاریخ شهادت آن حضرت را سال 117 و برخی دیگر سال 118 بیان می کنند. گروهی نیز سال های 113، 115، 116 و حتی 111 هجری را تاریخ شهادت امام باقر(ع) نقل کرده اند، ولی بیشترین منابع تاریخی، سال 114 را مستند دانسته اند. همچنین علت وفات آن حضرت، در منابع روایی و تاریخی، مسمومیت بیان شده است؛ مسمومیتی که حکومت امویان در آن دخیل بود. در برخی روایات آمده است. امام باقر(ع) مسموم شد و بر اثر این مسمومیت، بدن آن حضرت متورم شد و به شهادت ایشان انجامید. در اینکه چه فرد یا افرادی در این ماجرا دست داشتند، نقل های متفاوتی وجود دارد. برخی منابع، هشام بن عبدالملک را عامل اصلی این جنایت بیان کرده اند و برخی دیگر ابراهیم بن ولید را مسموم کننده امام باقر(ع) معرفی می کنند. در برخی روایات نیز از زید بن حسن نام برده شده؛ چراکه وی کینه ای دیرینه نسبت به امام باقر(ع) داشته است. با این حال، شکی نیست که امام باقر(ع) در دوران حکومت هشام بن عبدالملک به شهادت رسیده است؛ زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجری بوده و آخرین سال وفات آن حضرت در کتاب های تاریخی، سال 118 هجری بیان شده است.

نقل ها مبنی بر تاریخ شهادت آن حضرت به ظاهر متفاوت است. با این حال، با قدری تأمل در منابع روایی درمی یابیم که عامل شهادت آن حضرت می تواند چند نفر باشد که در هر روایت از یکی نام برده شده است. بعید نیست که هشام برای قتل غیرآشکار امام انگیزه ای قوی داشته است.[10]

امام باقر(ع) در مباحث علمی و دینی اهل جدال نبود. نخست، مطلب حق را می گفت. سپس ساکت می شد و به ذهن ها و اندیشه ها فرصت می داد درباره سخنانش فکر کنند و به جمع بندی و نتیجه گیری دقیق تر برسند. بحث آن حضرت با پیروان ادیان و مکاتب فقهی، بحث غالب و مغلوب نبود، بلکه هدف امام باقر(ع) این بود که طرف مقابل را قانع کند. آن حضرت هرگز در برابر تکذیب ها مقابله به مثل نمی کرد، بلکه می کوشید مطلب را از طریق دیگر و با منطقی دیگر بیان و در پایان، شخص مورد نظر را به حقیقت آگاه کند.[11]

ذکر

امام صادق(ع) در وصف اخلاق و عبادت پدرش چنین می فرماید:

پدرم بسیار ذکر خدا می گفت. با او غذا می خوردم و او ذکر خدا می گفت. با مردم سخن می گفت، ولی این امر او را از ذکر خدا باز نمی داشت. می دیدم زبان به کامش می چسبد، ولی با این حال، از گفتن ذکر لا اله الا الله باز نمی ایستد. ما را جمع می کرد و به ما می فرمود: تا سر زدن آفتاب ذکر خدا بگوییم و هر کدام از ما را که خواندن می دانست، به تلاوت قرآن سفارش می کرد و به دیگران می گفت ذکر بگویند.[12]

حکایت

کعبه

یهودیانی که در جامعه اسلامی زندگی می کردند، حتی آن گروه که مسلمان شده بودند، می کوشیدند برتری بیت المقدس را که قبله یهودیان بود، به مسلمانان بقبولانند. ازاین رو، به جعل احادیثی در این زمینه دست می زدند و آنها را به صورت گسترده در میان مسلمانان رواج می دادند. زراره نقل می کند: «روزی در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم. امام درحالی که در مقابل کعبه نشسته بود، فرمود: «نگاه کردن به خانه خدا عبادت است.» در همان حال شخصی از قبیله بحیله که او را عاصم بن عمر می نامیدند، نزد امام آمد و گفت: کعب الاحبار می گوید: کعبه صبحگاهان برابر بیت المقدس سجده می کند. امام پرسید نظر تو در مورد سخن کعب الاحبار چیست؟ مرد گفت : من هم فکر می کنم سخن او صحیح باشد. امام که به شدت ناراحت شده بود، فرمود: هر دو دروغ می گویید. خداوند بقعه ای محبوب تر از کعبه بر روی زمین نیافریده است.[13]

نیکی

زنی به نام سلمی، یکی از کنیزان امام محمدباقر(ع) بود. روزی شنید امام به کسانی که نزدش می آیند، غذا می دهد، لباس می پوشاند و به آنها درهم و دینار عطا می کند. به سراغ امام رفت و او را از این کار بازداشت. امام به او فرمود: «ای سلمی، در دنیا پس از شناخت خداوند و معرفت دین، جز برادران دینی به چه چیزی می توان امید داشت؟»[14]

هرچه او می خواهد

روزی جابر نزد امام محمدباقر(ع) آمد. امام از او پرسید: «چگونه ای؟» جابر در پاسخ گفت: «در حالی هستم که پیرم، ولی جوانی می خواهم، بیمارم و سلامتی را می طلبم. در مسیر مرگ و مردنم، ولی به زندگی مشتاق ترم.» امام در اصلاح اندیشه او چنین فرمود: «من چنین نیستم. اگر خدا پیرم کند، من هم پیری را می خواهم؛ اگر جوان کند، جوانی را می خواهم؛ اگر مرا سالم دارد، سلامتی را می خواهم؛ اگر بیمارم بپسندد، بیماری را می خواهم و اگر مرا بمیراند، مرگ را می خواهم».[15]

زیبایی دنیا

روزی گروهی نزد امام باقر(ع) آمدند. امام همه آنها را به حضور پذیرفت و اطعام کرد. سپس برای همه مهمانان، لباس تدارک دید و به آنان انعام داد و افزون بر آن هدایا، برای هر کدام مقداری پول نقد کنار گذاشت. فردی وقتی این همه لطف و اکرام را دید، با تعجب گفت: چرا یک باره تا این اندازه احسان می کنی؟ امام فرمود: «زیبایی و ارزش دنیا به دلیل همین پیوندها و احسان هاست».[16]

پی نوشت ها:

[1]. میزان الحکمه، ج 1، ص 65.

[2]. همان، ص 75.

[3]. همان، ص 159.

[4]. همان، ص 215.

[5]. همان، ص 201.

[6]. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان، با همکاری دفتر تحقیقات و تدوین متون درسی وابسته به مرکز جهانی علوم اسلامی، ص 294.

[7]. همان، ص 302.

[8]. محمدتقی مدرسی، زندگی و سیمای امام محمدباقر(ع)، ترجمه: محمدصادق شریعت، ص 32.

[9]. احمد ترابی، امام باقر(ع)، جلوه امامت در افق دانش، ص 22.

[10]. همان، ص 24.

[11]. علی قائمی، در مکتب فجر دانش ها، حضرت امام محمد باقر(ع)، ص 166.

[12]. سید محمدتقی مدرسی، زندگی و سیمای امام محمد باقر(ع)، ترجمه: محمدصادق شریعت، ص 46.

[13]. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 301.

[14]. گروه مؤلفان، سید منذر حکیم با همکاری سید شهاب الدین حسینی، پیشوایان هدایت شکافنده علوم حضرت امام محمدباقر(ع)، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل بیت7، چ 1، 1385، ص 41.

[15]. در مکتب فجر دانش ها (حضرت امام محمدباقر(ع))، ص 145.

[16]. همان، ص 141.