ستاد بازسازی عتبات عالیات خراسان رضوی - عرفه و عرفات

عرفات، نام منطقه وسيعى است با ...


عرفات، نام منطقه وسيعى است با مساحت حدود 18 كيلومتر مربع، در شرق مكه، اندكى متمايل به جنوب، در ميان راه طائف و مكه. اين منطقه به وسيله كوه‏هايى كه به شكل نيم دايره در اطرافش قرار دارد، مشخص شده است.

حجّاج بيت اللَّه الحرام در روز عرفه؛ يعنى نهم ذى حجه، از ظهر تا مغرب شرعى در اين منطقه حضور مى‏يابند و در اصطلاح فقهى، اين حضور «وقوف» ناميده مى‏شود.

اهميت حضور در عرفات تا آنجاست كه گفته‏اند: «الْحَجُّ عَرَفَة» يا «الحَجُّ عرفات».

اين وقوف يكى از اركان حج تمتّع است و در صورت عدم تحقق آن، حج محقق نمى‏شود.

اين تأكيد قدرى هم به خاطر تحريض قريش بر وقوف در عرفات بود؛ زيرا آنان كه خود را طايفه برگزيده مى‏دانستند و به اصطلاح اهل حُمْس يا تشدد در ديندارى و اهل حرم معرفى مى‏كردند، خود را بى‏نياز از وقوف در عرفات مى‏ديدند. اين در حالى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين برخورد آنان را نادرست دانست و خود در حجّة الوداع، در عرفات وقوف كرد.

عرفات در خارج از محدوده حرم است و وقوف در آن؛ يعنى بيرون رفتن حاجى از محدوده حرم و بازگشت به درون حرم تفسير شده است. در ادوار مختلف تاريخى و تا به امروز اطراف عرفات را با علائم و تابلو به طور دقيق مشخص كرده‏اند. در باره نامگذارى اين منطقه به عرفات، چهار نكته گفته‏اند:

1- وقتى جبرئيل مراسم حج را به آدم عليه السلام يا به ابراهيم خليل عليه السلام آموخت، در پايان به او گفت: «عَرَفْت؟» آيا شناختى؟

2- آدم و حوّا، در اين منطقه يكديگر را شناختند (: تَعارَفا) و باز يافتند.

3- عرفات از آن رو به اين نام شناخته شد كه مردم در آنجا به گناهان خود اعتراف مى‏كنند. در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه در باره نامگذارى عرفات فرمودند:

جبرئيل در ظهر عرفه از ابراهيم پرسيد: اى ابراهيم، به گناهان خود اعتراف كن و مناسك را بشناس. عرفات را به خاطر اين سخن جبرئيل كه گفت: «اعْترف»؛ عرفات ناميدند. «

4- برخى هم عرفه را به معناى كوه گرفته‏اند.

در شمال شرقى عرفات، «جبل الرحمة» قرار دارد. اين كوه مستقل از كوه‏هايى است كه منطقه را در حصار خود گرفته‏اند. در قرن ششم هجرى، جمال الدين اصفهانى وزير موصل و شام، از پايين تا بالاى كوه را پله ساخت تا صعود به آن آسان شود. گفتنى است در فقه شيعه، در زمان وقوف كه در روز نهم ذى حجه از ظهر شرعى تا مغرب شرعى است- صعود به كوه عرفه كراهت دارد.


پيامبر اسلام (ص) در عرفات
و نيز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر اين سوره را كه از جامع ترين سوره هاي قرآن است و داراي ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنها مي باشد، و قوانين و احكام كلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.
و طبق مشهور ميان محدثان پيامبر (ص) در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماعي عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت:
...... اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم. شما به زودي به سوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. من به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان اي مردم بدانيد ربا در آئين اسلام اكيداً حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش مي كنم كه به زنان نيكي كنيد زيرا آنان امانتهاي الهي در دست شما هستند، و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.
......... من در ميان شما دو چيز به يادگار مي گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نمي شويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.
هر مسلماني با مسلمان ديگر برادر است و همه مسلمانان جهان با يكديگر برادرند و چيزي از اموال مسلمانان بر مسلماني حلال نيست مگر اينكه آنرا به طيب خاطر به دست آورده باشد.....
صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي امام حسين (ع)
حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) نيز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهي از اصحاب از خيمه هاي خود در صحراي عرفات بيرون آمدند، و روي به دامن ?كوه رحمت? نهادند و در سمت چپ كوه روي به كعبه، همايشي تشكيل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگي بود. اين همايش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگي و تزكيه و خودسازي بود.

فضایل روز عرفه

روز عرفه، روز شناخت است و هرچند نام عيد بر آن نهاده نشده ولى يكى از اعيادبزرگ اسلام به شمار مى‏رود. امروز روزى است كه خداى سبحان بندگان خود را به عبادت‏و اطاعت‏خويش فرا مى‏خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براى آنان مى‏گسترد ودرهاى مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روى آنان مى‏گشايد.

امروز روز دعا و به خاك افتادن در برابر خدا و نيايش و توجه به معبود است. هركس به اندازه معرفت و شناختش بايد دست راز و نياز را به سوى حضرت ذى‏الجلال بلندكند و مناجات و استغفار نمايد و هر اندازه تضرع و خشيت‏بيشتر باشد، قرب به خداافزون‏تر خواهد بود.

بايد از امام حسين عليه السلام فرا گرفت كه چگونه در اين روز باعظمت، بااشك ديده و قلب شكسته و نيت‏خالص، خدا را مى‏خواند. او است كه شناخت واقعى ازپروردگارش دارد و مى‏داند كه در اين روز، در كنار «جبل الرحمه عرفات‏»، چگونه‏با خدايش گفت‏وگو كند و او را نه از روى خوف و نه از روى طمع، بلكه چون شايسته‏عبادت است، پرستش نمايد و نيازهايش را برشمرد و درخواست عفو و بخشش از او كندبا اين كه خود معصوم از هر خطا و اشتباهى است ولى مقام الهى را قدرى است كه‏تنها بندگان زبده‏اش به آن معرفت دارند و عارفان حقيقى از خاندان اهل‏بيت عصمت‏اندكه مى‏دانند چگونه او را بخوانند و در درگاهش تضرع و زارى كنند و از پيشگاه‏ربوبى على رغم هيچ گناهى عذر تقصير بخواهند.

بارالها ! چقدر به من لطف دارى با آن همه جهل و نادانيم، و چه اندازه بر من‏ترحم مى‏كنى با آن همه كارهاى ناشايسته‏ام.

خدايا! چقدر به من نزديكى و چقدر من از تو دورم. و تو كه به من اينقدر محبت‏مى‏كنى، پس چه مرا از تو پنهان نگه داشته؟ ! كور باد ديده‏اى كه تو را مراقب‏رفتارهايش نداند و زيان‏بار باد تجارت بنده‏اى كه از محبتت، نصيبى برايش معين‏نكرده‏اى... خدايا! من به وسيله خودت، تو را مى‏شناسم، پس با فروغ نورت مرا به‏سوى خود رهنما باش و بردگى و بندگى راستين را به من بياموز تا در پيشگاهت،خالصانه پرستش كنم.

خدايا! از دانش نهانت، مرا دانش بخش و در پوشش نگه دارنده‏ات مرا نگه دار.

بارالها! مرا با حقايق «اهل قرب‏» آشنا ساز و راه «اهل جذب‏» را به من‏بنمايان...

خداوندا! تويى كه پرده‏ها را از دل‏هاى محبان و عاشقانت پس زدى تا جز تو دوستى‏بر نگيرند و جز به سوى تو، دستى دراز نكنند. تو مونس آنان هستى در وقتى كه تمام‏جهان‏ها و عوالم برايشان غريب است و تو راهنمايشان مى‏باشى آن‏جا كه راه‏ها را بررويشان مى‏گشايى.

كسى كه تو را دارد چه ندارد و كسى كه تو را ندارد چه دارد! بى‏گمان نوميد شدكسى كه به جز تو دل بست و زيان ديد كسى كه از تو روى گرداند.

چه گونه به سوى ديگران روى آورد در حالى كه تو هرگز يك آن از او احسانت راقطع نكردى و چگونه از غير تو رخواست‏يارى كرد، در حالى كه تو منت را بر اوپيوسته داشتى.

اى كسى كه شيرينى هم نشينيش را به محبانش چشاند، پس در پيشگاهش، متملقانه رازو نياز كردند و اى كسى كه لباس‏هاى هيبتش را بر اوليايش پوشاند تا در برابرش سربه خاك افتادند. تو پيش از ياد يادكنندگان به ياد آنهايى و قبل از توجه بندگان،آغازگر احسانى و پيش از درخواست درخواست كنندگان، از درياى بى‏كران كرمت،بخشنده‏اى; پس مرا شامل رحمتت قرار ده تا به تو برسم، و بر من منت گذار و مراجذب خويش گردان تا بر تو وارد شوم.

خداوندا! هرگز اميدم از رحمتت قطع نمى‏شود هرچند نافرمانيت كنم و هرگز ترسم ازقهرت نمى‏ريزد، هرچند اطاعتت كنم، و اينك كه از همه چشم برگرفته و به تو ديده‏دوخته‏ام، آماده دريافت لطف و بخشندگيت هستم.

الها! چه گونه نوميد گردم در حالى كه تو اميدم هستى و چه‏گونه اهانت‏شوم درحالى كه تكيه گاه و پشتيبانم مى‏باشى...

راستى اگر دعاى عرفه امام حسين عليه السلام را با شناخت‏بخوانيم، تااندازه‏اى شيرينى و لطافت عبارت‏هاى عرفانى آن حضرت را لمس مى‏كنيم; زيرا حسين خدارا مى‏شناسد و او را نزديك‏تر از «حبل الوريد» به خود مى‏داند، پس روش سخن گفتن‏با او و راز و نياز كردن در پيشگاهش را خوب درك مى‏كند و ما بايد اين سخنان رابخوانيم و تكرار كنيم و دقت نماييم و در معانيش غرق شويم و از يم عرفانش نمى‏برداريم، تا شايد نظر لطف خدا شامل حالمان گردد و پوششى از رحمت و مغفرتش بر آن‏همه گناهان و نافرمانى‏هايمان كشيده شود چرا كه خداوند خود را به لطف و رحمت ورافت توصيف نموده، پس هرگز از خود نمى‏راند بنده‏اى را كه در اين روز شناخت، بابرشمردن گناه‏هايش، به سويش روى آورده و از مقام ربوبيش درخواست عفو و بخشش‏نموده است.

آرى! اگر پوشش او نبود رسوا مى‏شديم و اگر ابر رحمتش آنى بر سر ما نمى‏باريد،هلاك مى‏گشتيم. اگر با تاييدات پنهانيش ما را يارى نمى‏كرد، شكست مى‏خورديم و اگرما را پناه نمى‏داد، پناهگاهى نداشتيم.

 

روز عرفه از روزهای پرفضیلتی است که زمینه و بستر مناسب برای بهره‌مندی هرچه بهتر از برکات الهی آماده است، انجام برخی اعمال در این زمان مشخص، موجب نزدیکی سازنده تر به خالق هستی و کسب خیرات دنیوی و اخروی بیشتر است .


امام حسين(عليه السلام) در چنین روزی عرضه مى دارد:

أَنْتَ الَّذِي مَنَنْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَنْعَمْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَحْسَنْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَجْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَفْضَلْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَكْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِي رَزَقْتَ، أَنْتَ الَّذِي وَفَّقْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَعْطَيْتَ، أَنْتَ الَّذِيأ َغْنَيْتَ أَنْتَ الَّذِي أَكْرَمْتَ، تَبَارَكْتَ وَتَعَالَيْتَ.

فَلَكَ الْحَمْدُ دَائِماً وَ لَكَ الشُّكْرُ وَاصِباً أَبَداً، ثُمَّ أَنَا يَا إِلَهِي الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِي فَاغْفِرْهَا لِي.

أَنَا الَّذِي أَسَأْتُ، أَنَا الَّذِي أَخْطَأْتُ، أَنَا الَّذِي...

«تو آن خدايى كه منّت نهادى و نعمت دادى و احسان كردى; خدايى كه جمال نمودى و برترى دادى و كامل ساختى و روزى رساندى و توفيق عطا كردى. تويى كه بخشيدى و بى نياز كردى و هدايت نمودى. تو آن خدايى كه عيوب ما را پوشاندى و از گناهانمان در گذشتى. به همه ما امكان دادى و كمك كردى و يارى نمودى و شفا بخشيدى. بركت و علوّ در تو و از توست. پس حمد و سپاس هميشه مخصوص توست.

منم آن كه خطا كردم و نادانى نمودم و غافل شدم و اشتباه كردم. منم آن كه سهو كردم و راه خلاف پيمودم و پيمان شكستم.

من آنم كه تو امر كردى و من عصيان. تو نهى كردى و من پرهيز نكردم. پاك پروردگارا! جز تو خدايى نيست و من از ظالمانم. بارالها! جز تو خدايى نيست و من از بخشش طلبانم.

پاك خدايا! جز تو خدايى نيست و من از خائفين هستم. تنها تو خداى پاك منى و من ازاميدواران هستم. پاك خدايى كه جز تو خدايى نيست ومن از سائلين هستم.

اين ستايش من است كه تقديم داشتم و خلوص من به وحدانيت تو كه يادآور شدم و گواهى من به نعمت هاى تو كه شمارش كردم، با اين كه اذعان دارم كه نتوانستم نعمت هاى غيرقابل شمارش تو را بشمارم.

بارالها! تو نزديك ترين خوانده شده و سريع ترين اجابت كننده هستى. گرامى ترين بخشنده و وسعت بخش ترين بخشاينده و شنواترين شنونده. اى كه در دنيا و آخرت رحمان و رحيمى. همانندى ندارى تا از او سؤال شود و غير از تو كسى نيست تا به او اميد بسته شود.

خدايا! من در عين بى نيازى نيازمندم، چگونه در نيازمندى ام بى نياز باشم؟!

الهى! من در داناييم، نادان هستم، پس چگونه در عين جهالتم نادان نباشم؟!

اى خدا! همانا گوناگونى وجوه تدبيرات تو و سرعت فرا رسيدن قَدَر تو، بندگان عارفت را مانع شد كه به يك عطاى تو قانع و يك بلاى تو مأيوس شوند.

بارالها! از من جز آنچه كه سزاوار ملامت است بر نيايد و از تو جز آنچه سزاوار كرمت است بر نتابد.

خداوندا! مرا به حقايق اهل قرب متحقّق فرما و به سلك اهل جذب متسلّك نما.

پروردگارا! مرا به تدبير خودت از تدبيرم و به اختيارت از اختيارم بى نياز گردان و از افتادن در ورطه اضطرار بازم دار.

خداوندا! مرا از ذلّت نفس خويش خارج ساز و از پليدى شرك پاكم گردان. قبل از آن كه مرگم فرا رسد، از تو يارى مى طلبم، پس يارى ام كن. بر تو توكّل دارم، پس تنهايم مگذار. از تو سؤال مى كنم، پس نااميدم مگردان و تنها به فضل تو راغب هستم، پس محرومم منما و بر در تو مى ايستم، پس طردم مكن.

بارالها! رضاى تو منزّه از آن است كه معلول علتى از خودت باشد تا چه رسد به اين كه معلول علّتى از من باشد.

خدايا! ذات تو آنچنان بى نياز است كه حتى سودى از خودت به ذاتت نمى رسد تا چه رسد به اين كه نيازى به من داشته باشد و سودى از من به تو برسد.» امام سجاد(عليه السلام) نيز عرض مى كند:

اَللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ قَبْلَ خَلْقِكَ لَهُ وَ بَعْدَ خَلْقِكَ إِيَّاهُ، فَجَعَلْتَهُ مِمَّنْ هَدَيْتَهُ لِدِينِكَ، وَ وَفَّقْتَهُ لِحَقِّكَ، وَ عَصَمْتَهُ بِحَبْلِكَ، وَ أَدْخَلْتَهُ فِيحِزْبِكَ، وَ أَرْشَدْتَهُ لِمُوَالاةِ أَوْلِيَائِكَ، وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِكَ. ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ، وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ، وَ نَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، فَخَالَفَ أَمْرَكَ إِلَى نَهْيِكَ، لا مُعَانَدَةً لَكَ، وَ لا اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ، بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَيَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ، وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّهُ، فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيدِكَ، رَاجِياً لِعَفْوِكَ، وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ، وَ كَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ أَلاَّ يَفْعَلَ. وَ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ صَاغِراً ذَلِيلا خَاضِعاً خَاشِعاً خَائِفاً، مُعْتَرِفاً بِعَظِيم مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ، وَ جَلِيل مِنَ الْخَطَايَا اجْتَرَمْتُهُ...

«من آن بنده اى هستم كه پيش آفريننشش به او نعمت دادى و بعد از آفريدنش نيز بر نعمتت افزودى و او را به دين خود هدايت نمودى و به حق خويش آگاه ساختى و به ريسمان خود، از افتادن در چاه گمراهى بازش داشتى و در حزب خود داخلش كردى وبه دوستى دوستانت ودشمنى دشمنانت مفتخرش فرمودى.

آنگاه به او امر كردى و اطاعت نكرد و نهى فرمودى و پرهيز ننمود. از اين كه به امرت روى نياورد و از نهيت روى نگرداند، از روى دشمنى با تو و استكبار بر تو نبود بلكه هواى نفس او را به اين سو كشيد و دشمن تو و دشمن او نيز به كمك هواى نفس او شتافته و موجب اقدام وى بر گناه شده است. در حالى كه به وعده و وعيد تو آگاه بود و به عفو تو اميدوار و به بخششت ايمان داشت. البته حق اين بود كه چنين كسى سزاوارترين كسان براى پيروى از تو باشد و با اين همه نعمت ومنّت كه در حق وى روا داشتى نبايد راه خلاف مى پيمايد.

اكنون اى خدا! من آنم كه در مقابل تو حقيرانه و ذليلانه و خاضعانه و خاشعانه و خائفانه ايستاده ام و به گناهان بزرگى كه انجام داده ام و خطاهاى سنگين و جرم هاى بزرگم اعتراف مى كنم.

و از درهايى كه خودت امر فرمودى به سوى تو آمدم و به وسيله تقرّب به چيزى به تو تقرب جسته ام كه جز از اين راه كسى نمى تواند به تو نزديك شود.

و از تو سؤال كردم، سؤال كردن انسانى حقير و ذليل وفقير و خائف مستجير كه به همراه ترس و تضرّع و تعوّذ و تلوّذ است. نه از روى گردن فرازى و تكبرى كه مختص گردنكشان است و نه از جايگاه والامقامان كه مختص بعضى از اطاعت كنندگان است كه از اميدشان به شفاعت شفاعت كنندگان حاصل شده است.

و من بعد از كمترين كمتران و خوارترين خواران و مانند يك ذره بى مقدار بلكه كمتر از آن هستم.

منم آن گناهكار اعتراف كننده و خطاكار لغزنده.

منم آن كه در حق خودش جنايت كرده است.

منم آن كم حيا و گرفتار رنج هاى فراوان.

پاك از پليدى گناه را بر من هديه فرما و آلايش خطاها را از من دور نما و مرا بر نيّت صالح و و سخن مورد رضايت خود و عمل نيك يارى كن و مرا متكى به حركت و حرف خود منما; به طورى كه از حركت و حرف تو باز مانم و يادت را از يادم مبر و رغبت مرا به خودت بالاتر از رغبت همه راغبين فرما، كه من تسليم تو بوده، مى دانم كه حجت تو بر همگان تمام است و تو به برترى بخشش سزاوارترى و به احسان عادتمندترى. تو اهل تقوى و مغفرتى و تنها تو به عفو سزاوارتر از انتقامى.

آنچه در اين فرازها از دو امام هُمام نقل شد. اوصاف و احوالاتى است كه ميان خدا و بنده اش جارى است. در اين عبارات، خداوند به صفاتى ياد مى شود كه مخصوص خداوندى او است. همچنين بنده خدا به صفات و حالاتى ياد مى شود كه لازمه انسانيت و مخلوقيّت اوست.

خداوند صاحب منّت و نعمت و هدايت و مكنت و نصرت و شفقت است. پيش از خلقت، نعمت را در حق مخلوقش تمام مى كند و بعد از خلقت نيز راه را از چاه نشان داده و چراغ هدايت را پيش روى او روشن مى كند. بيش از استحقاق مى دهد و كمتر از استعداد مى خواهد.

 

عرفه روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناک‎ترین اوقات خواهد داشت.

روایت شده که حضرت امام زین العابدین (ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک می کرد. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎کنى؟ حال آن که در این روز امید مى‎رود که بچه‎ها در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

برخی اعمال روز عرفه

- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود

- زیارت امام حسین (ع)

که از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسى توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدسه آن حضرت باشد ثوابش کمتر از کسى که در عرفات است نیست.

- بعد از نماز عصر پیش از آن که مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد.

پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به عمل آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز اقامه کند. در رکعت اول بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار رکعت نماز گزارد که در هر رکعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. که این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین (ع) است .

- شیخ کفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى کسى که ضعف پیدا نکند و مانع دعا خواندن او نشود.

- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین (ع) در روز و شب عرفه .

- تسبیحات حضرت رسول (ص) در روز عرفه:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُکْمُهُ

منزه است خدایى که در آسمان است عرش او منزه است خدایى که در زمین است فرمان و حکمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ

منزه است خدایى که در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى که در دریا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ

منزه است خدایى که در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى که در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ

منزه است خدایى که در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى که آسمان را بالا برد منزه است خدایى

الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس

که زمین را گسترد منزه است خدایى که ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش

بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ صد مرتبه و بخوان

منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است .

- ذکر صلوات از حضرت صادق (ع):

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا

خدایا از تو خواهم اى کسى که او نزدیکتر است به من از رگ گردن اى

مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ

که حائل شود میان انسان و دلش اى که او در دیدگاه اعلى است و در افق

الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ

آشکارى است اى که او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى که نیست مانندش

شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد

چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را که برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را که از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که بخواهد مسرور کند محمد و آل محمد را در صَلَوات بر ایشان بگوید:

اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ

خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین

مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

درخواست شدگان و اى مهربانترین کسى که از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ

و آلش در ساکنین عالم بالا و درود فرست بر