همیشه به لفظ بدهکاریم و به نفس طلبکار و همیشه می خوانیم  سجی ا... کرم و همیشه می گوئیم اسئلک،یکبار شد که بگوئیم بس است و دیگرندهید،اینبار من می دهم،من یاریتان می کنم و البته نه به باب حاجت،بلکه به باب طاعت.

در نمازمان،دعایمان، نیایشمان، نذر و نیازمان، عزا و عیدمان، سوگواری و شادیهایمان همیشه گفته ایم بدهیدکه البته خودشان گفته اند که بگوئید بده و اتفاقا"زیاد هم بگوئید بده،هم خود خدا گفته وهم خودش به اولیائش گفته که بگوئید که مردم از ما طلب کنند و بخواهند. اما ای مردم،انصافتان را شکر که بعد از این همه گره گشایی و شفا و ادا و بخشش و پوشاندن و پاک کردن و چه وچه و چه، یکبار شما خدا و دین خدا را یاری نکنید.

البته این مرقومه بابت آن نیست که تحریکی باشد جهت کمک به دین خدا و بگوئیم شما کمک کنید که اگر کمک نکنید دین خدا از دست خواهد رفت.اگر تمام عمرم تمام نوشته هایم را خرج اقناع کنم،در مورد خدا و رسول و اهل بیتش، فقط انذار خواهم کرد.غره به این نشوید که شما با مال و جان و آبرویتان در راه احیای دین خدا کوششی کرده اید، که اگر شما هم نبودید،افراد دیگری با افتخارتر بر این  مهم پای می فشردند و از شما در این ماراتون معرفت و یقیین پیشی می گرفتند،السابقون همانهایی اند که با مال و جان و ناموس و آبرو و هر آنچه دارند برای خدا جهاد می کنند و می شنوند اولئک المقربون.

اگر امروزه از صدها هزار کیلومتر آن طرف تر تا ده ها کیلومتر این طرف تر عدهای هستند که هزاران میلیارد دلار و یورو و پوند و ین وریال و هر واحد دیگری خرج احیای دینشان و راه و رسمشان می کنند،راه دوری نمی رود که ما هم چندین ریال خرج عقیده مان کنیم.اگر هزاران و صدها هزار نفر در دور و نزدیک تمام فکر و هم وغمشان این است که بر فکر مردم از طریق ابزارهای مختلف تاثیر بگذارند و روششان و ایدئولوژی شان را بر مردم تحمیل کنند، این ناثواب است که ما چند نفرمان در این راه تلاشی نکنیم و دلخوش کنیم که همه کارها را تنها یک نفر که ظهور خواهد کرد انجام دهد.زشت و زننده است که دیگران بیایند و در مورد اولیای خدا تحقیق کنند و به کار ببندند و ما تنها شعار دهیم و صدایمان را بلند کنیم.البته زشت و زننده بودنش در این نیست که دیگران استفاده کنند،در این است که ما استفاده نکنیم.

حرف این کمترین، صحبت آیه و حدیث وعظ و خطا به و فتوا و منبر نیست، مبنا هم این نیست که قرار باشد با احساسات بازی کنیم،فقط در قالب دانشجویی ساده که با برخی شگردهای تبلیغاتی  تا حدودی آشنایم به شما می گویم که بیلبورد تبلیغاتی عقیده شما حرم ها و مقبره های امامان و بزرگان دین شما هستند فقط آن نیست ولی آن هم جزئی از اعتقادات ماست ،جزئی از اعتقاداتی که امروز همانهایی که می گویند دیگر زمان آن گذشته که به قبر و بقعه و گنبد وگلدسته احترام بگذاریم و ژست روشنفکری به خود می گیرند و نمی خواهند یا نمی توانند قبول کنند که اگر زمانش تمام شده بود، ان همه مغرضین برایش کاریکاتور و شعر و صفحات متنی و موزیک و همایش و جلسه کنگره ترتیب نمی دادند.

ابزار دشمن امروز تنها ویران کردن و پاشیدن خانه های ساخته شده با خشت و گل شما نیست،امروز حرم امنتان وخانه امیدتان را ویران خواهد کرد،تا نا امید زنده بمانید که البته  زندگی بی امید،زندگی است که زندگی نیست....

حال به هرشکلی که می توانیم بایستی آنجاها را آباد کنیم، یکی همچون منی با قلم می خواهد کاری کند وبعید است کاری کند و فقط امید دارد که مرضی رضای صاحبان خانه قرار گیرد، یکی با مدیحه سرایی، یکی باشعر، با نذر و با اشک چشم، با پای برهنه، با رفتن به آنجا و دیگری هم با هر چیز دیگری. اجر همه یکی است به شرط آنکه سعی همه نیز یکی و جهت قربت الی ا... باشد.

بیائیم بفهمیم و بفهمانیم که اگر هزار بار خانه امیدمان ویران شود،هزار و یک بار آن را خواهیم ساخت،تا بدانیم و بدانند که شرافت ما در گروی انصاف ماست و انصاف ما در گروی پاسداری از خوبیهای آنها.

نتیجه گیری هم نمی کنم،چرا که نتیجه گیری زمانی است که ما به نتیجه نرسیده باشیم.اما نتیجه همان سی 30 میلیون زائری است که هر ساله به زیارت امام رضا می آیند که اگر ارامش پیدا نکنند،نمی آیند، نتیجه همان اربعینی است که چهل 40 کیلومتر حلقه انسانی به سمت حرمش از خردو کلان و پیرو جوان در حرکتند، نتیجه گریه های پشت بقیع است،نتیجه نجف، کاظمین،سامرا و شام است و تمام.

هرکه دراین خانه شبی دادکرد         خانه فردای خود آباد کرد

                 

و من ا... توفیق

   حمید رضا عراقی