تولدي دوباره بود براي ايران، فجري که تاريخ اين ملک را به نقطه آغازي ديگر رساند و به سرخطي ديگر. پس از آن که ، يک بار تاريخ در اين ديار به نقطه پايان رسيد.


تولد ديگري بود براي ايران وقتي خميني بزرگ مسيح انقلاب اسلامي ايران، روح ا... شد در جان مردمان تا عبدا... شوند و زندگي تازه کنند و چنين بود که به جشن برخاستند مردمي که ستم برجانشسته شان مي خواست به جشن برخاستند که در تحقق خواسته، ايستادن به شادي، شکرانه اي بود از جنس نعمت و ... ا... اکبر...
ا... اکبر که چه پرشکوه بود آن حماسه بزرگ و چه بزرگ شديم ما در وزش نسيمي که عطر روح ا... داشت و چه جاودانه شد، يوم ا... شد 12بهمن 57 تا براساس سنت الهي "و ذکر هم بايام ا..." سال به سال يادآوري شود و اين يادهاي نو، نو کند امروز را و نوروز کند اين روز را که به بامداد طلوع چشمان خميني، روشن شد، روشن تر از روشن ...